تبليغاتX
در ستایش سینما - یادداشتی بر فیلم سینما پارادیزو ساخته جوزپه تورناتوره
نقد و معرفی آثار کلاسیک ومدرن سینما ونقد آثار سینمای ایران

سينما,عشق وديگرهيچ

جوزپه تورناتوره فيلم ساز خوش ذوق ايتالياييست كه شاگرد بزرگي چون لوكينو ويسكونتي بوده . در فيلم هاي او به وضوح ميتوان رد پاي همان سينماي نئورئاليسم ايتاليا را يافت. كه بزرگاني چون دسيكا آنتونيوني ويسكونتي و ديگران آغاز گر آن بودند. و اكنون پس از سالها سينماي ايتاليا با داشتن فيلم سازي چون جوزپه تورناتوره به نوعي مي تواند ادامه همان سينماي نئورئاليسم را در سينماي مدرن ايتاليا شاهد باشد. فيلم سينما پاراديزو از زيباترين فيلم هاي تورناتوره است كه به روايت زندگي يك فيلمساز مشهور ايتاليايي(سالواتوره) از دوران كودكي و بلوغ تاجواني و بزرگ سالي مي پردازد ودر اين ميان چگونگي شكل گيري عشق به سينما در او را به نمايش مي گذارد.سه تم اصلي فيلم كه باعث زيبايي هرچه بيشتر آن مي شود عشق نوستالژي و سينما است. فيلم با زندگي روزمره فيلمساز بزرگي شروع مي شود كه اكنون به تمام آرزو هاي سينمايي اش رسيده و امروز ديگر تبديل به يك فيلم ساز مشهور شده. مادرش او با او تماس مي گيرد وبه او ميگويد كه او بايد خودش را براي خاك سپاري يكي از اقوامشان به روستاي محل زندگيش درگذشته برساند. از اينجاست كه سالواتوره تمامي خاطرات دوران كودكي و جوانيش را به ياد مي آورد وما را هم در لذت بردن از اين خاطرات زيبا سهيم مي كند. اكنون سالواتوره كودكي كنجكاو وبازي گوش است ودوست دارد از همه چيز سردر بياورد. دوران كودكي سالواتوره مواجه مي شود با ورود سينما به روستا. تنها سينماي روستا سينمايي است به نام ( سينما پاراديزو). كه هر شب در آن فيلم پخش مي شود آپارات چي اين سينما پيرمردي مهربان است كه سالواتوره به زودي و با پا فشاري با اودوست مي شود. تنها كشيش روستا روزها فيلم هارا مي بيند وبه آپارات چي دستور سانسور قسمت هاي غير اخلاقي فيلم هارا مي دهد. سالواتوره كه اكنون با كشف كردن سينما احساس مي كند پنجره جديدي در زندگي روبه او باز شده هر شب به سينما مي رود ودر آپارات خانه به فيلم ها و دستگاه آپارات با تعجب نگاه مي كند. او دوست دارد خودش كار با اين دستگاه را ياد بگيرد كه بااسرار موفق به راضي كردن مرد آپارات چي ميشود. دوستي آپاراتچي مهربان با سالواتوره در فيلم تبديل به يكي از زيبا ترين وماندگارترين دوستي هاي تاريخ سينما مي شود. اين دوستي كه به علت يتيم بودن سالواتوره ( پدرش را در جنگ از دست داده) تشديد مي شود آرام آرام تبديل به عشق پسر نسبت به او ونسبت به سينما مي شود. سالواتوره نگاتيو هاي بريده شده ( سانسور شده) را از سينما مي دزدد و در خانه با نور شمع به تماشاي آنها مي نشيند. اعمال سالواتوره مورد مخالفت شديد مادر او قرار مي گيرد كه با وساطت پير مرد حل مي شود. به هر حال دوران كودكي وبلوغ سالواتوره با تماشاي فيلم هاي آن دوره(فيلم هاي نئو رئاليسم ) سپري مي شود واو وارد دوران نوجوانيش مي شود. اكنون او ديگر كاملا به كارهاي آپارات خانه وارد شده وكارهاي آن را به تنهايي انجام مي دهد. در اين دوران او عاشق دختري مي شود كه اين عشق باعث مي شود مسير زندگيش تغيير كند. هنگامي كه او از سربازي باز مي گردد ديگر سينما تعطيل شده . اما او با همكاري پير مرد كه اكنون ديگر نابيناست( چشمانش را در آتش سوزي سينما از دست داده) سينما را راه اندازي مي كند. اين تمام خاطرات سالواتوره است اكنون او به فيلم ساز بزرگي مبدل شده كه به روستاي خود باز مي گردد و تمامي خاطراتش را مرور مي كند. حتي با آن دختري كه در نوجواني عاشقش بوده ملاقات مي كند.و تمامي آن صحنه هاي سانسور شده را در ويرانه هاي سينما ميابد وبا خود به روم مي برد. سينما براي هميشه در پيش چشمان مردم روستا كه از آن خاطرات بسياري دارند منهد م مي شود. اين خلاصه اي هر چند ناقص از فيلم سينما پاراديزو بود. اما فيلم سرشار است از لحظه هاي ديدني جذاب نوستالژيك وعاشقانه صحنه هايي كه فقط بايد ديد واز ديدن آن ها لذت برد. صحنه هايي مانند دعواهاي مردم در سينما شير دادن مادر به فرزندش در هنگام ديدن فيلم هجوم مردم به سالن براي ديدن فيلم ويا صحنه هاي سانسور فيلم توسط كشيش ويا آن مردي كه آنقدر فيلم راد يده كه ديالوگ هايش را حفظ است وپيشاپيش مي گويد و حتي آن سكانس بسيار زيبا و ماندگار كه پيرمرد وسالواتوره فيلم را بر روي ديوارخانه مردم نمايش مي دهند.سينما پاراديزو به وضوح فيلميست در ستايش سينما.فيلمي عاشقانه كه از زندگي در سينما وبراي سينما مي گويد.در اواخر فيلم مادر سالواتوره به او مي گويد:( وفاداري باعث ميشود كه انسان هميشه در زندگي تنها بماند)اين يكي از مهم ترين ديالوگ هاي فيلم است كه وفاداري سالواتوره به سينما را بار ديگر براي ما ياد آوري مي كند. به هر حال همان طور كه گفتم سينما پاراديزو فيلميست كه بايد ديد و در سخن نميتوان از زيبايي هايش گفت. اما به تمام كساني كه از ديدن اين فيلم لذت برده اند پيشنهاد مي كنم فيلم مالنا ساخته همين كارگردان ( جوزپه تورناتوره) را هم ببينند تا لذت شان تكميل و حتي چندين برابر شود. (محمد ثقفی)

نوشته شده توسط محمد ثقفی در ساعت 10:28 قبل از ظهر | لینک  |