شنبه 1384/10/24
زشت یا زیبا
سال هاست بحث ابتذال در سينماي ايران ومقوله فيلمفارسي و راه هاي مقابله با آن از طرف مسئولين سينماي ايران مطرح ميشود اما فقط در حد حرف باقي ميماند. حتي بعضي از مسئولين به درستي نميتوانند فرق بين فيلمفارسي وفيلم هاي به قول خود شان فرهنگي را تشخيص دهند. به هر حال چه بخواهيم چه نخواهيم سينماي ايران عمده فروش ودر آمد خودرا از همين فيلمهاي به اصطلاح مبتذل دارد. و شايد به همين علت است كه اقدامات جدي براي مقابله با اين فيلم ها نميشود. خب با اين مقدمه ميرويم سراغ آقاي ايرج قادري وآخرين فيلم او (آكواريم). ايرج قادري سالهاست كه در همان فضاي به اصطلاح فيلمفارسي كه در ابتدا به آن اشاره كردم فيلم ميسازد. و همه مردم حتي كساني كه به طور حرفه اي فيلم نميبينند با فيلمهاي او و بازيهايش در قبل از انقلاب آشنايند.فيلم هاي تماشاگر پسند قهرمان پرور وبه معناي واقعي بفروش. او بعد از انقلاب نيز به نوعي (با توجه به شرايط ايران) به همان گونه فيلم ساختن ادامه دادو فيلم هاي او اكثرا آثار پر فروشي بودند. ايرج قادري بر خلاف بعضي از فيلمسازان كه باوجود ساختن آثار كم ارزش ادعاي زياي دارند مانند سيروي الوند. هيچ ادعايي ندارد و ارزشي را به فيلمش سنجاق نميكند. وبراي او جذب مخاطب وتعريف كردن يك قصه خوب قانع كننده است. كه در اين راه به طور كلي موفق هم بوده است. آكواريم آخرين ساخته او در اين مسير بلند چندين ساله فيلم عجيبي نيست ودر ادامه همان سينماي هميشگي اوست. مثل هميشه فيلمي با داشتن سوپر استار هاي سينما وتلويزيون با خلق يك فضاي پر تنش ويك داستان سرراست ويك خطي. اما نكات مثبتي در فيلم آكواريم وجود دارد كه گذشتن ازآن بي انصافي به نظر ميرسد. آكواريم قادري با ديگر فيلم هاي او تفاوت هاي كوچكي دارد. قادري در آكواريم نمونه يك كارگرداني حرفه اي وزيبا را به نمايش ميگذارد و فيلمي زيبا و خوش ساخت خلق ميكند. قادري ثابت ميكند كه بعد از سالها فيلم سلختن تجارب زيادي اندوخته كه همه آنها را در آكواريم به نمايش ميگذارد. به سكانس هاي كتك كاري فيلم توجه كنيد كه چقدر زيبا و خوش ساخت كارگرداني شده. و همچنين سكانس ما قبل آخر ( كاباره) و در گيري ايرج نوذري با مهناز افشار وفرو كردن سر او در آكواريم بسيار زيبا كار شده. از ديگر نكات مثبت فيلم موسيقي بسيار زيباي آن (موسيقي كارن همايونفر) است كه به خوبي روي تصاوير فيلم نشسته و تم تركي دارد و صحنه هاي فيلم را تاثير گذار ميكند. اما فيلم به شدت از نظر فيلمنامه مشكل دارد . فيلمنامه هيچ كششي در كليت فيلم ندارد و هيچ گونه تعليق و حتي نقطه اوج دقيقي در فيلم وجود ندارد وهر سكانس حركت را در خود داردو داستان كليشه اي وتكراريست ( مهاجرت و...) . بازي هاي فيلم هم بسيار در سطح پاييني قرار دارند و از هيچ يك از بازيگران حتي امين حيايي بازي قابل قبولي را شاهد نيستيم. حتي حضور خود قادري در جلوي دوربين بعد از حدود 25 سال چندان دلچسب و جذاب نيست و فقط سرو صداي زيادي قبل از اكران فيلم به همراه داشت. قادري همچنين از طرفند استفاده از بازيگران معروف تلويزيون مانند ايرج نوذري وشيلا خداداد بسيار هوشمندانه براي جذب مخاطب استفاده كرده است. به هر صورت چه با فيلمهاي ايرج قادري و فيلم هايي از اين دست موافق باشيم وچه مخالف اين فيلم ها هستند كه خرج سينماي ايران را تامين ميكنند . فروش بيش از سيصد ميليوني فيلم آكواريوم وتبديل شدن آن به پر فروش ترين فيلم سال خود گواهي بر اين ادعاست. محمد ثقفی
نوشته شده توسط محمد ثقفی در ساعت 8:22 قبل از ظهر |
لینک
|